.....................



قاصدکهای افکار من

من از میان جنگلی که سایه اش...

نقش بند دریاچۀ آب های نقره ایست...

و از لا به لای درختان توس و قوش...

که ستون های مرمرین قصر منند...

قاصدک های افکارم را...

به آسمان رویاهایم، خواهم فرستاد...

تا همچون ستارگان، بدرخشند و...

به زندگی من...

روشنایی بخشند...

اندیشیدن، چراغ راه تاریکی های آدمیست... 



:: موضوعات مرتبط: انه شرلی ، ،

نوشته شده توسط hadiss در چهار شنبه 9 مهر 1393

و ساعت 15:39


گل های سرخ

آفتاب، در بدرود روز، در افق...

و شما گل های سرخ، که از تبار آفتاب و آتش هستید...

در بهار...

در هنگامۀ نفس های بکر و تازۀ زمین...

با آواز هَزاران، سرخ و آتشین می شوید...

درود به شما، ای گلهای سرخ...

ای پیوند دوستی ها...



:: موضوعات مرتبط: انه شرلی ، ،

نوشته شده توسط hadiss در چهار شنبه 9 مهر 1393

و ساعت 15:38


غنچه های دوستی

قسمت نهم، آنه و دیانا برای اولین بار همدیگه رو ملاقات میکنن و در باغچه گلهای دیانا باهم پیوند دوستی می بندن، تا غم و شادی هاشون رو باهم قسمت کنن و دوستانی ابدی برای هم باشن. به گفته خود آنه، باهم قرار گذاشتن "مثل برگ سبزی که در سیال (جاری بودن) آب، به پاکی آب فکر میکنه، ما هم به پیوند دوستی صادقانه مون فکر کنیم".

-من به درگاه خداوند بزرگ سوگند یاد میکنم، تا آخرین لحظه زندگی ام  به دیانا باری وفادار باشم، و غم و شادی هامو با اون قسمت کنم.

نیرنگ ها، در همدلی های پاک...

بی رنگ و پوسیده اند...

من قلبم همیشه برای این همدلی ها و دوستی ها...

می تپیده و خواهد تپید...

و عطشان این راه را، سیراب خواهد کرد...

آنگاه غنچه های دوستی...

ره به دل خواهند یافت...

و شکوفا خواهند شد...

من همیشه در آرزوی پیوند دوستی های صادقانه...

بوده ام و، خواهم بود...

حالا نوبت توست. اسم من، آنه شرلیه.

من به درگاه خداوند بزرگ سوگند یاد میکنم تا آخرین لحظۀ زندگیم به آنه شرلی وفادار باشم، و غم ها و شادی هامو با اون قسمت کنم.



:: موضوعات مرتبط: انه شرلی ، ،

نوشته شده توسط hadiss در چهار شنبه 9 مهر 1393

و ساعت 15:37


من سعی خواهم کرد همه چیز را بیاموزم

من سعی خواهم کرد همه چیز را بیاموزم...

همانگونه که تاکنون آموخته ام...

ای گل های زیبای صحرایی...

به من رخصت دهید...

تا شما را که زینت بخش روح و جان بودید...

به این آب آبی رنگ بسپارم...

و در آینۀ آب به شما نظاره کنم...

و سپس...

با تنهایی خویش...

راهِ خانه را پیش گیرم...

خانه ای که به من...

محبت بخشیده است...

دانلود با کیفیت بالا

دانلود با کیفیت متوسط (موبایل)



:: موضوعات مرتبط: انه شرلی ، ،

نوشته شده توسط hadiss در چهار شنبه 9 مهر 1393

و ساعت 15:36


این دوره اوله اهنگای محسن چاوشی 1

متن ترانه های تک آهنگهای محسن چاوشی

 

 

تنگ بلوری

آمدي از راه دوري تنگ زیباي بلوري

آمدي دیدي دلم را خستھ در كنج صبوري

وقت تاریكاي جاده با تو یك فانوس آمد

تشنھ بودم قطره اي را با تو اقیانوس آمد

قصد دل كندن ندارم از تو اي دل كنده از خود

از تو اي برده دلم را تا شب خوب تولد

قصد دل كندن ندارم از تو اي دل كنده از خود

از تو اي برده دلم را تا شب خوب تولد

اي ھمیشھ جاودانھ در میان لحظھ ھایم

غصھ معنایي ندارد تا تو مي خندي برایم

پیش تو از یاد بردم روزھاي سختي ام را

عشق مدیون تو ھستم لحظھ خوشبختي ام را

قصد دل كندن ندارم از تو اي دل كنده از خود

از تو اي برده دلم را تا شب خوب تولد

قصد دل كندن ندارم از تو اي دل كنده از خود

از تو اي برده دلم را تا شب خوب تولد

قصد دل كندن ندارم از تو اي دل كنده از خود

از تو اي برده دلم را تا شب خوب تولد

قصد دل كندن ندارم از تو اي دل كنده از خود

از تو اي برده دلم را تا شب خوب تولد

قصد دل كندن ندارم از تو اي دل كنده از خود

از تو اي برده دلم را تا شب خوب تولد

قصد دل كندن ندارم از تو اي دل كنده از خود

از تو اي برده دلم را تا شب خوب تولد

قصد دل كندن ندارم از تو اي دل كنده از خود

از تو اي برده دلم را تا شب خوب تولد

 ادامه مطلبم ببینید بقیش اونجاست

 



:: موضوعات مرتبط: مطلب ، متن اهنگ، خوانندگان، ،

ادامه مطلب

نوشته شده توسط hadiss در سه شنبه 8 مهر 1393

و ساعت 19:40


یه دکلمه یا دلنوشته کوتاهه

به درخواست همون دوستام که ازشون اسم بردم  رمان هم  میزارم البته اگه نویسنده ها اجازه بدن  ممنون که  حرفامو خوندین

برق آسمان...

همچو شمشیری برّان...

ابرهای تیره را در هم می کوبد...

و خون بیرنگ آنها را بر سر زمینیان جاری می سازد...

در این نبرد خونین...

باد همچون سرگشته ای مجنون...

ناله سر می دهد و بر پنجره خانه های اهل زمین می کوبد...

تا شاید کسی به یاری اش بشتابد...

و فرزندانش را از چنگال این دیوانه مست، برهاند...

بخواب مروارید جنگل...

مهتاب را به قتل رسانده اند...

بانوی زیبای آسمان در بین ما نیست...

تو چه میدانی...؟

شاید خرگوشهایی از گوشت و خون تو...

قربانی هوسهای پیرمردی شده باشند...

که هدفی جز کشتن و سوزاندن و خونریزی ندارد...

پریان کوچک جنگل سراسیمه به هر طرف گریزانند...

تا سرپناهی بیابند و بالهای کوچکشان را از صاعقه مصون بدارند...

اما یکی از پریان کوچک...

یکی از کوچکترین آنها...

پایش پیچ خورد و به زمین افتاد...

هیچکس او را ندید...

کسی را نداشت...

نه پدری که تکیه گاهش باشد...

نه مادری که پناهش باشد...

یتیم کوچک و بینهایت زیبایی بود...

گردنیند مادرش...

تنها امید زندگی اش...

لحظه ای از دستان کوچکش جدا نمیشد...

غریبه ای از دور آمد...

صورت پری کوچک از خنده شکفته شد...

و خدایا، چه فرورفتگی های زیبایی روی گونه های برجسته اش ایجاد میشد...

برق، صورت غریبه را روشن کرد...

روباهی مضطرب بود...

از دیگران شنیده بود که هرگز نباید به روباه ها اعتماد کرد اما چاره ای نداشت...

روباه دستش را به سمت دخترک دراز کرد...

اما عوض گرفتن دستش...

مشت پری کوچک را باز کرد...

و گردنبند مادرش را از گردنش کشید...

گردنبند، قسمتی از پوست گردن آن یتیم بی پناه را با خود ربود...

پری کوچک شکست...

با تمام وجودش شکست...

اشکهایش با قطرات باران یکی شدند...

با آنه زار میزد اما...

هیچکس به او توجه نمیکرد...

دخترک روی پاهای ظریفش ایستاد...

و با تمام وجودش خدا را به یاری طلبید...

کلمه مادر را فریاد زد...

اما هیچ دستی به طرفش دراز نشد...

دیگر تاب ایستادن نداشت...

خداوند دلش به حال دخترک سوخت...

روحش را آرام از بدنش جدا کرد و کنار مادرش برد...

و جسمش را باقی گذاشت...

باقی پریان ضجه های دخترک را می دیدند...

اما با آنکه صاعقه در نزدیکی آنها برخورد نمیکرد...

فقط به فکر جان خود بودند...

خداوند برای آنکه درسی به آنها بدهد...

صاعقه ای به جسم بی جان پری کوچک فرستاد...

و آن را به شکل ترسناکی شعله ور ساخت...

از آن روز به بعد، پریان جنگل همگی دیوانه شدند...

و چند روز بعد، پرندگان جسد روباه را...

حلق آویز با یک گردنبند...

روی بلندترین شاخه یک درخت یافتند...

در حالی که تمام پوست دستش کنده شده بود...

دستی که با آن، مال یتیمی را ربوده بود...

بخواب مروارید جنگل...



:: موضوعات مرتبط: انه شرلی ، ،

نوشته شده توسط hadiss در سه شنبه 8 مهر 1393

و ساعت 19:31


چک چک

این یه جورایی پیام تبلیغاتی بود  بین همه این دکلمه ها

یه چیزی میخواستم بگم این دکلمه ها به درخواست دوستای خوبم  طاهره و پریسا و  دوست خوبه دیگم نرجسه  امروز یسریاشو گذاشتم بقیشم  فردا  غروب میزارم  از دوستامم ممنونم  که  به وبلاگم نظر میدن

 

چک و چک و چک، صدای آبه

 آواز چشمه لالای خوابه

کوزۀ بی بی پر شده از آب

آب پاک رسید تا لب پایاب 

چک و چک و چک، چکه های آب

رقص نیلوفر رو تن مرداب

دختر جنگل مهرشو بخشید

ماهی طلایی، تو آب نور پاشید

چک و چک و چک، چشمه های نور

موجای بلند، دریاهای دور

پریزادِ آب دلش بیتابه

گوش کن آب پری، صدای آبه



:: موضوعات مرتبط: انه شرلی ، ،

نوشته شده توسط hadiss در سه شنبه 8 مهر 1393

و ساعت 19:23


دکلمه مادر دختری انه

بسیار مسرور و شادمانم که در زیر این کنبد مینا می توان بر نفس بد خویش پیروز شد، و دوستی ها را همچون سبزه های سبز، در کنار یکدیگر نشاند...

دوستی ها... دوستی ها...



:: موضوعات مرتبط: انه شرلی ، ،

نوشته شده توسط hadiss در سه شنبه 8 مهر 1393

و ساعت 19:22


من اینجا موندگارم

رنگ بنفش و آبی                         خیره کردین حسابی

به به، چه بویی دارین                      آدمو خواب میارین

ای جویبار ساکت                        من اومدم، چه باکت؟

شادی با من عجینه                               کار دنیا همینه

من اینجا موندگارم                              گذشته روز زارم

قاصدکای خوبم                           خبر بدین، می مونم 



:: موضوعات مرتبط: انه شرلی ، ،

نوشته شده توسط hadiss در سه شنبه 8 مهر 1393

و ساعت 19:19


دانلود کتاب قصه های جزیره

البته کامل نیست فقط بیشتر فصلاشه  بقیش ترجمه نشده است

دانلود



:: موضوعات مرتبط: کتاب، ،

نوشته شده توسط hadiss در سه شنبه 8 مهر 1393

و ساعت 19:15


جادۀ سرنوشت من

بوی خاک تو ای جادۀ سرنوشت من...

مشام مرا تا سحرگه، تازه خواهد کرد...

و آنگاه من به تو، صبح بخیر خواهم گفت...

و تو، صبح خوشبختی من خواهی شد...

من به راستی نمی دانم، فردا آفتاب خواهد دمید...

و یا آسمان، گریه خواهد کرد...

من، هردو را دوست می دارم...

نمی دانم قدم های خوشبختی من، بر روی تو خواهند لرزید یا نه...

ولی قلب من، همیشه برای تو خواهد تپید...

برای تو... 



:: موضوعات مرتبط: انه شرلی ، ،

نوشته شده توسط hadiss در سه شنبه 8 مهر 1393

و ساعت 19:11


جنگل شکوفه های هزار رنگ

ای جنگل شکوفه های هزار رنگ...

ای همۀ رنگ ها از تو بی رنگ...

سر فرود می آورم، همچو گل های آفتابگردان...

و چشم می گردانم به دور خویش...

تا ببینم دشت های سر سبز را، از کران تا کران...

من شما را باور می کنم...

من لبخند را، با شما تجربه می کنم...

تو حتما از من نرنجیده ای...

من اسم بونی را، برای نیمۀ دوم تنهایی ام برگزیدم...

نه برای آنکه جرانیم (گل شمعدانی) گوشنواز نیست...

ای جنگل سربلند...

ای کاج های سرسبز...

ای آرزوهای بزرگ من...

ای نشاط و شادمانی من...

شما رویاهای سبز من هستید...

شما، دوستان صادق تنهایی من هستید...

و من شما را همیشه دوست خواهم داشت...

افسردگی من از شما نیست...

درد دوری از شماست که مرا چنین می آزارد...

 



:: موضوعات مرتبط: انه شرلی ، ،

نوشته شده توسط hadiss در سه شنبه 8 مهر 1393

و ساعت 19:9


جادۀ رویاها

در جادۀ رویاهایم، چه غوغایی بود...

بر روی پل چوبی...

صدای گوشنواز چرخهای درشکه...

رقص مرغابی ها، در سکوت بلورین دریاچه...

 پیچ و تاب ماهی ها در دل آب...

دست برآوردن شاخه ها، در شاخه ها...

لبخند سرشار از شادمانی شکوفه ها...

و بال گشودن پرندگان، بر بام دشت سبز...

با تمام این ها، من نمی دانم فردا آفتاب خواهد دمید...

یا آسمان... گریه خواهد کرد...

 



:: موضوعات مرتبط: انه شرلی ، ،

نوشته شده توسط hadiss در سه شنبه 8 مهر 1393

و ساعت 19:5


به یاد والتر بلایت... شهید قصه های آنه شرلی

در گوشه ای از این سرزمین سبز... پسرکی بود آرام و خیالباف

افکار زیبا و بزرگی در سر داشت... افکاری پیچیده همچون کلاف



در یک روز تابستانی، وقت بازی... نِی زنی را دید که نِی می نواخت

شاد و سرمست می رفت به هر سو... گروهی را همراه خود می ساخت



آن گروه شاد و خرسند را... فقط پسر خیالباف ما می دید

آن نوای دلنشین نِی زن را... فقط او، والتر بلایت می شنید



گرچه دوستان گمان بردند که خیال می کند... پسرک پای حرف خود ایستاد

سالیان سال گذشت از آن روز... تمام کائنات، ندای جنگ سر داد

   

مرد خونخواری از ارتش نازی... دوباره آتش جنگ را شعله ور ساخت

فقط به خاطر خودخواهی خود... بر زنان و مردان و کودکان تاخت

   

ندای وظیفه همچون نوای نِی زن بود... والتر را به سمت و سوی خود کشاند

اما والتر دلبستۀ جنگیدن نبود... این شعری بود که سرنوشتش برایش خواند

   

در مرز فرانسه جنگ و پیکار بود... نه جای خوشی بلکه کشتار بود

در جزیرۀ پرنس ادوارد مادری بود... که از دوری فرزندش تبدار بود

   

تا اینکه در شبی تاریک و سوزناک و سرد... والتر نوای آشنای نِی زن را شنید

همان قامت بلند، همان صدای ساز... اما مردانی اونیفورم پوش را با او دید

   

دیگر زمان سفر فرا رسیده بود... زمان عزیمت به سرزمین غروب

باید این جهان را بدرود می گفت... جهانی که گاه، بد بود و گاه، خوب

   

فردا دست به قلم شد تا برای خواهرش... بنویسد آنچه را که بر او گذشت

از روزهای گذشته صحبت کرد... از نِی زنی که از بین سنگرها می گذشت

   

والتر امیدوار بود که ازین پس... دنیا کمی رنگ آرامش ببیند

هر شاعر و کارگر و خیالبافی... گل آسایش از دنیا بچیند

   

او از تمام بازماندگان خواهش کرد... قدر آرامش و صلح را بدانند

به درستی و زیبایی زندگی کنند... یاد فداکاری ها را زنده بدارند

   

والتر شهید شد و بی صدا دفن شد... دور از خانه، در خاک فرانسه

امروز من و تو باید شهید را... اسطوره ای کنیم برای کودکان مدرسه



آنها از جانشان گذشتند تا ما... روز و شبمان رویایی شود

پس زندگی را به خود تلخ نکنیم تا... روحشان به شادابی گلهای صحرایی شود


به یاد تمام انسان هایی که برای مردم کشورشون، حاضر شدن از جونشون هم بگذرن. به احترام همۀ اونایی که "مَرد" بودن. این روزا جای خالی این مردها چقدر حس میشه... به یاد والتر بلایت، پسری که واقعاً مرد بود.



:: موضوعات مرتبط: انه شرلی ، ،

نوشته شده توسط hadiss در سه شنبه 8 مهر 1393

و ساعت 19:1


ایا میدا نید در مورد انه؟

آیا می دانید نزدیک به هفتصد هزار نفر آهنگ پیشواز آن شرلی را از خط ایرانسل انتخاب کرده اند؟

آیا می دانید مگان فالوز (بازیگر نقش آنه) در تست اول بازیگری، هنگامی که از روی کتاب می خواند مانند کودکی عصبانی به نظر می رسید؟

آیا می دانید به غیر از نشر قدیانی و مترجم آن، تقریبا تمام مترجمان و انتشارات دیگر هم به اشتباه از واژه "آنی" برای نامیدن دختری از گرین گیبلز استفاده می کنند؟

 



:: موضوعات مرتبط: انه شرلی ، ،

نوشته شده توسط hadiss در سه شنبه 8 مهر 1393

و ساعت 19:0


انه نمادی برای کانادا

. این متن از زبون یه کانادایی نوشته شده، پس وقتی میگه "مردم ما" منظورش مردم کانادا هست، نه مثلا مردم ایران لازم به ذکره که نویسنده آن شرلی کانادایی بوده.

    بیش از صد سال از زمانی که ال. ام. مونتگومری اولین رمان از سری آن شرلی را نوشت، می گذرد اما این یتیم موقرمز پرنس ادواردی هنوز در جایگاه خود باقی مانده است. در بسیاری از ابعاد، این قضیه که آنه شرلی چطور تبدیل به نماد ادبی و سینمایی کانادا شد، به شخصیت درونی خود آنه بر می گردد. دختر کوچکی که به یتیم خانه سپرده شده بود و در زندگی چیزی جز بردگی، و در آینده چیزی جز یاس و نا امیدی به همراه نداشت. آنه می توانست به راحتی تسلیم سرنوشتش بشود اما این راه و روش آنه، و دقیق تر بگوییم راه و روش کانادایی ها نیست.

    با وجود زندگی محقر آنه، خیال پردازی های روشنی بخش او این توانایی را به او داد تا زیبایی را در میان اغلب ظلم ها و زشتی های دنیای اطرافش پیدا کند. آنه هرگز تسلیم نیروهایی نشد که سعی داشتند او را از پا در بیاورند و ایمانش را به اینکه زندگی بهتری در انتظار اوست، از دست نداد. حتی زمانی که در عمق نا امیدی بود، ثابت قدم ماند و خودش را باور داشت تا زمانی که به اهدافش رسید. همین خصوصیات بود که به اجداد ما [کانادایی ها] کمک کرد تا سرسختانه سرزمین کانادا را زنده نگه دارند تا کانادا چیزی باشد که امروز هست. 

    کاملا ساده ست؛ آنه هرگز تسلیم نشد و نخواست خودش را به شرایط عادت بدهد. برعکس، او شخصیت منحصر به فرد خود را حفظ کرد و دیگران را به سوی خود فرا خواند تا دنیا را از چشم او تماشا کنند. زمانی که آنها این کار را انجام دادند، برای همیشه تغییر کردند. تخیل، شخصیت، و سرسختی آنه از او نمونه یک شخصیت مثبت را برای نسل های مردم ساخته است و شاید او را تبدیل به بهترین سفیر کانادایی کرده است که تا به حال داشته ایم. در نظرسنجی اخیر شبکه CBC آنه شرلی به عنوان نمادی ترین کاراکتر کانادا انتخاب شده است [یه چیزی مثل رستم برای ایران]. حتی بیشتر از کاراکترهای آشنایی مثل وینی پو، ولورین، و سوپرمن. 

     آن شرلی یکی از آن کاراکترهای تقریبا عرفانی است که باعث می شود آن را در درونمان باور کنیم و ما را وادار می کند که رویاهایمان را بدون در نظر گرفتن موانع پیش رو، دنبال کنیم. آنه شرلی تجسم یک روح کانادایی است و به ما نشان می دهد که با داشتن ایمان کافی، سرسختی، و وسعت خیال، هر چیزی ممکن است اتفاق بیفتد. و اگر این یک نماد افتخار آمیز برای کانادا نیست، نمی دانم آن را چه چیز دیگری می توان نامید.

 لینک خبر: anne.sullivanmovies.com/articles/anne-shirley-canadian-icon



:: موضوعات مرتبط: انه شرلی ، ،

نوشته شده توسط hadiss در سه شنبه 8 مهر 1393

و ساعت 18:57


به نام خدای رویاها

دکلمه انه

آنه! تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت...

وقتی روشنی چشم هایت، در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود؟

با من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکی ات...

از تنهایی معصومانه دست هایت...

آیا میدانی که در هجوم درد ها و غم هایت...

و در گیر و دار ملال آور دوران زندگی ات...

حقیقت زلالی دریاچه آب های نقره ای نهفته بود؟

آنه! اکنون آمده ام تا دست هایت را...

به پنجه ی طلایی خورشید دوستی بسپاری...

و در آبی بیکران مهربانی ها به پرواز درآیی...

و اینک آنه!

شکفتن و سبز شدن در انتظار توست...

در انتظار توست...

 

دانلود با کیفیت بالا

دانلود با کیفیت متوسط (موبایل)

دانلود نسخه صوتی

دانلود نسخه اصلی 



:: موضوعات مرتبط: انه شرلی ، ،

نوشته شده توسط hadiss در سه شنبه 8 مهر 1393

و ساعت 18:55


هوا ترست به رنگ هواي چشمانت دوباره فال گرفتم براي چشمانت اگر چه كوچك و تنگ است حجم

اين دنيا قبول كن كه بريزم به پاي چشمانت بگو چه وقت دلم را ز ياد خواهي برد اگر چه خوانده ام از

جاي جاي چشمانت دلم مسافر تنهاي شهر شب بو هاست كه مانده در عطش كوچه هاي چشمانت

تمام آينه ها نذر ياس لبخندت جنون آبي در يا فداي چشمانت چه مي شود تو صدايم كني به لهجه موج

به لحن نقره اي و بي صداي چشمانت تو هيچ وقت پس از صبر من نمي آيي



:: موضوعات مرتبط: مطلب ، ،

نوشته شده توسط hadiss در یک شنبه 6 مهر 1393

و ساعت 19:17


در اين دنيا سراب محكوم است به پوچي

 ... پرست و محكوم به كوچ كردن ... شمع محكوم به اشك ريختن

 ... خارها محكوم به تنهايي ... روز محكوم به غروب كردن ... شب محكوم به رسيدن ... قلب با همه

ي پاكي وصداقتش محكوم به دوست داشتن وچه محكوميتي شيرين تر و دلپذير تر ازاين است؟ ام ا اي

كاش همه ي اين محكوميتها زيبا را مي پذيرفتند

 اي كاش...؟



:: موضوعات مرتبط: مطلب ، ،

نوشته شده توسط hadiss در یک شنبه 6 مهر 1393

و ساعت 19:16


داستان کوتاه

چیزی در چشم هایش ترکید.از تمام انفجارهایی که دیده بود سهمگین تر...چیزی مثل یک پرش از دره ای که ناموفق است و سرت محکم به سنگ های تیز و بزرگ آن سو می خورد...و می ترکد سرت.چیزی به ناحقی یک احساس...
"حقم نبود"
در دلش زمزمه می کند...
نام روزهای زین پس اش را "مردی به فال مرگ" می گذارد.
"حقم نبود"
باز هم در دلش زمزمه می کند...
نگاهی به ساکش می اندازد.هنوز مقابل درب خانه,روی زمین است.خاک خورده و خاکی رنگ...با خودش فکر می کند از این پس زندگی او نیز همینطور خاک می خورد.
"اون که دوسم داشت"
و از خودش معنای دوست داشتن را می پرسد.
پیش خودش فکر می کند که او از اول هم با همه ی دخترها فرق داشت.پیش خودش فکر می کند که او از اول هم با همه ی دخترهای عادی فرق داشت.پیش خودش فکر می کند که او از اول هم با همه ی دخترهای عادی دوروبرش فرق داشت.پیش خودش فکر می کند...
نامه در دستش مانده.مثلِ ساک,روی زمین.انگار زمان,زمانِ همیشگی نیست.یاد ذوقی که برای بازگشتن به خانه داشت می افتد.آن ذوق و این مواجهه با نامه...!چه تناقض پررنگی است این...!
نامه را دوباره مقابل توانایی خواندنش می گیرد.می خواند.می ریزد؛در خود...
"به نام خدا
و خدا کجاست؟
توی عقل من...و عقل من می گوید حق با آن ها است.
بیخود می جنگی...آن ها راست می گویند.این نتیجه ی فکرهای من است.بیخود می جنگی...اما می دانم نخواهی پذیرفت.پس من می روم.می روم عراق.برای کمک و پرستاری هم می روم.بیا و کوتاه بیا.هرچند می دانم می خواهی آن قدر بلند شوی که به ستاره ات برسی اما...آن ها راست می گویند.پس تو بیخود می جنگی.
خدای من و تو زین پس از هم جدا است.همه چیزم را بردم جز چادر نمازم را.و خدای تو را که تا امروز داشتمش در چادر نمازم برایت گذاشتم.در این یک هفته ای که از زندگی مشترکمان می گذشت,خیلی چیزها از تو یاد گرفتم.من یک دختر پرورشگاهی بی سرپرست بودم که با تو عشق را آموختم اما...جنگ,عشق را محکوم به سکوت می کند.و اگر نپذیرفت باید بمیرد.
مراقب خودت باش
همسرت
لاله..."
به حروف "لاله" خیره می شود.کاش خودکاری که آن نامه را نوشت هیچگاه جوهر نداشت.و خودکارهایی که به دنبال آن,لاله دست روی آن ها می گذاشت.نگاهش مجددا روی ساک,سر می خورد.در خانه ی دوست,دشمن شد یارش.شکسته های قلبش تمامش را بریده اند.خون می چکد از چشم های دلش.ساک را برمی دارد.برمی گردد.
عملیات آغاز می شود.لاله پس زمینه ی تمام لحظات ذهنش است.باید آبادان را پس بگیرند.از کسانی که لاله به حق خواندشان...
روی خاک افتاده...از ترکش های کسانی که لاله به حق خواندشان...
هنوز هم او پس زمینه ی ذهنش است.تصویر لاله از ذهنش محو می شود.چیزی در خیالش شکل می گیرد:"حصر آبادان,شکسته شد"



:: موضوعات مرتبط: مطلب ، ،

نوشته شده توسط hadiss در جمعه 4 مهر 1393

و ساعت 15:35


بی حسی!!

هیچ جایش را نمی تواند تکان دهد جز گردن و اجزای صورتی که پیش خود می گوید کاش آن ها هم خاموش می شدند.به ناشکری می رسد گاهی اما فقط گاهی...و گاه های دیگر را حسی ندارد.دراز کشیده و پلک می زند اما همه چیز به این پلک زدن ها ختم نمی شود.با خود می گوید کاش همه چیز به ختم,ختم می شد.آن وقت حالا مراسم چهلم اش بود با کمی این ور و آن ورتر.دلش می خواهد فریاد بزند اما نمی تواند.می خواهد اما نمی تواند.اینجا "نمی تواند"ها با "نمی شود"ها دست به یکی کرده اند.اینجا زندگی رخ نموده به چیزی که او نمی شناسد.دوقلوهایش را از دست داده؛می ترسد...دیگر از هرچه تصادف است می ترسد.شوهرش ترکش کرده؛می ترسد...نقشش مثل هیچ یک از نقش های مکمل قهرمان ها نبود که زن یا شوهرشان پیششان بماند.پیش خود فکر می کند همیشه قهرمان ها توی چشم هستند و...باز هم می ترسد...!
صدایی دو دستش را می گیرد و از لای افکارش بیرون می کشدش.صدای شبنم است.
-:خوبی بوسه؟
صدایش غم دارد.با خودش می گوید خوش به حالش که اقلا صدا دارد.از او چه می پرسد وقتی جواب,با تارهای صوتی نخواهد بود؟وقتی جواب با سر است.کاش نمی پرسید و داغ دلش را تازه نمی کرد.
سرش را به علامت مثبت تکان می دهد.بیشتر به علامت دروغ است تا مثبت.دروغی که اگر نگوید چه فایده دارد...!
توی این یک ساعت بارها دلش هُرّی ریخته است.شاید اگر شبنم باشد دیگر نریزد.شاید اگر شبنم باشد دیگر نترسد.توی دلش جواب می دهد:
مگر می شود؟
پاسخ می دهد:
نه...
و حتی یک آه درست و حسابی نمی تواند بکشد.
هیچ جایش حس ندارد.حس جسمی که هیچ؛حس روحی هم ندارد...و حس یعنی بفهمی...!و او نمی فهمد حتی چه بلایی به سرش آمده...!و او نمی فهمد "رفتن شوهر" یعنی چه؟می بارد...نم نم...از گوشه ی چشم...
باز هم صدای شبنم:
بوسه تو رو خدا آروم باش
آرامِ مشوش را دعوت به آرامش می کرد...باید می خندید؟خنده دار بود...؟باید چه واکنشی نشان می داد؟واکنشی مانده بود؟اصلا می توانست واکنشی نشان بدهد؟
کنارش نشست.غصه فقط توی صدایش نبود.توی نگاهش هم بود.گردنش را کمی چرخاندم تا شبنم را ببیند.کمی درد گرفت اما به دیدن بهترین دوستش می ارزید.آن هم حالا که دیگر نه انتظار دیدار فرزندانش محقق می شد و نه دیدار دوباره ی همسرش...!
شبنم به خاطر او سرش را آورد این ورتر تا راحت تر ببینتش و اذیت نشود.لبخندی زد.برای تشکر...؟دلش می خواست از خدا بپرسد چرا...؟
چشم هایش را بست.بین خواب و بیداری بود.در آن خواب و بیداری با ترس دست و پایش را حرکت می داد.با ترس از اینکه نکند واقعا...!
چشم باز کرد.روی تختش بود.همسرش,نامی کنارش نشسته بود.
-:خوبی بوسه جان؟
جای این صدای آرامش بخش را هیچ چیز دیگری نمی توانست بگیرد.سکوت کرد و تنها نگاهش کردم.دوباره گفت:
خواب بد دیدی؟
باز هم پاسخ نداد و تنها نامی را نگاه کرد.گفت:
چیزی نیست...اضطراب دوره ی بارداریه...آروم باش عزیزم...من پیشتم...!
پایان



:: موضوعات مرتبط: مطلب ، ،

نوشته شده توسط hadiss در جمعه 4 مهر 1393

و ساعت 15:25


شعر انگلیسی همراه با ترجمه

It is natural to feel disappointed

When things don’t go your way

…It’s easy to think

"?I can’t do it, so why try "

But no matter how scared you are of making mistakes

Or discouraged you may become

Never give up

Because if you don’t try and

If you don’t go after what you want in life

 

It won’t come to you

And you’ll be forced to accept

Things that you know could be better

Success is not measured by

Whether you win or you fail

There is always a little bit of success

Even if things don’t go your way

What’s important is that

You’ll feel better about yourself

(Amanda Pierce)

 

ترجمه فارسی و معنی شعر زیبای انگلیسی درباره زندگی  

طبیعی است که وقتی که کارها

ان طور که تو می خواهی انجام نشوند نا امید شوی

و فکر کنی که :

" من که نمی توانم پس چرا تلاش کنم ؟"

اما مهم نیست تو چقدر از اشتباه کردن می ترسی

یا چقدر ممکن اسن مایوس شوی

هرگز تسلیم نشو …

چون اگر تلاش نکنی

و به دنبال چیزی که در زندگی می خواهی نروی،

اهدافت به سوی تو نخواهند امد

و در اخر مجبور می شوی چیز هایی را قبول کنی که

می دانی از این بهتر هم می توانستند باشند

پیروزی با برد و باخت تو سنجیده نمی شود

همیشه کمی از پیروزی وجود دارد

حتی اگر کارها انطور که می خواستی انجام نشدند

مهم این است که احساس بهتری نسبت به خود پیدا می کنی



:: موضوعات مرتبط: مطلب ، ،

نوشته شده توسط hadiss در پنج شنبه 3 مهر 1393

و ساعت 13:1


شعر

Yesterday's frozen and wintry nature becomes like a paradise with her pleasant breeze, And trees forget all the cold memories on the auspicious arrival of spring.

دنیای بی روح و یخ زده ی دیروز با نسیم دلنشینش چونان بهشت می شود و درختان تمام خاطرات سرد زمستانی را به یمن ورود بهار از یاد می برند

 



:: موضوعات مرتبط: مطلب ، ،

نوشته شده توسط hadiss در پنج شنبه 3 مهر 1393

و ساعت 12:57


شعر کتاب عشق

شعر عاشقانه انگلیسی با ترجمه فارسی کتاب عشق

 

Peter Gabriel – Book Of Love

The book of love is long and boring

No one can lift the damn thing It's full of charts and facts and figures and instructions for dancing But I I love it when you read to me And you You can read me anything The book of love has music in it In fact that's where music comes from Some of it is just transcendental Some of it is just really dumb But I I love it when you sing to me And you You can sing me anything The book of love is long and boring And written very long ago It's full of flowers and heart-shaped boxes And things we're all too young to know But I I love it when you give me things And you You ought to give me wedding rings And I I love it when you give me things And you You ought to give me wedding rings And I I love it when you give me things

……..And you

 

 

 

کتاب عشق

کتاب عشق طولانی و خسته کننده است هیچ کسی نمی تواند آن را حمل کند پر شده از نمودار و قانون و اشکال و ساختار برای رقصیدن اما من عاشق کتاب خواندنت هستم و تو تو می توانی همه چیز را برای من بخوانی کتاب عشق در خودش موسیقی دارد در اصل , موسیقی از آنجا سرچشمه می گیرد اندکی از آن متعالی است و اندکی از آن احمقانه است اما من عاشق آواز خواندن ات هستم و تو تو می توانی هر چیزی برایم بخوانی کتاب عشق طولانی و خسته کننده است و سالها قبل نوشته شده است پر است از گل و جعبه هایی به شکل قلب و چیز هایی که ما هنوز جوانیم برای درک اش اما من عاشق آن چیزی هستم که به من هدیه می دهی و تو تو باید به من حلقه عروسی را هدیه کنی و من عاشق آن چیزی هستم که به من هدیه می دهی و تو تو باید به من حلقه عروسی را هدیه کنی و من عاشق آن چیزی هستم که به من هدیه می دهی و تو



:: موضوعات مرتبط: مطلب ، متن اهنگ، ،

نوشته شده توسط hadiss در پنج شنبه 3 مهر 1393

و ساعت 12:52


متن اهنگ ان شرلی با متن انگلیسی

I feel so unsure as I take your hand an lead you to the dance floor. از تو مطمئن نیستم وقتی دستت رو می گیرم و تا با هم به روی سن رقص بریم As the music dies something in your eyes Calls to mind a silver screen and you're its sad goodbye. و هنگامی که موسیقی تموم میشه، چیزی در چشمانت هست که مثل پرده سینما در ذهنم نجوا می کنه و تو اون خداحافظی غمناک پایانی هستی

 

I'm never gonna dance again دیگه نمی خوام هیچوقت برقصم guilty feet have got no rhythm پاهام مقصرن که دیگه منو تو رقصیدن همراهی نمی کنن Though it's easy to pretend اگرچه تظاهر بهش آسونه I know you're not a fool. اما میدونم که تو احمق نیستی I should have known better than to cheat a friend ای کاش از همون اول می دونستم که که سر کار گذاشتن یک دوست And waste a chance that I've been given. باعث از بین رفتن شانسی که داشتم میشه So I'm never gonna dance again the way I danced with you. پس دیگه نمی خوام دوباره اون طور که با تو رقصیدم برقصم Time can never mend the careless whispers of a good friend. زمان هرگز نمیتونه نجوای بی پروای یه دوست رو ترمیم کنه To the heart and mind ignorance is kind. بهترین چیز برای یه قلب و ذهن بی تفاوتیه There's no comfort in the truth تسلی در حقیقت وجود نداره pain is all you'll find. و تمام چیزی که برات داره درد و رنجه I'm never gonna dance again دیگه نمی خوام هیچوقت برقصم guilty feet have got no rhythm پاهام مقصرن که دیگه منو تو رقصیدن همراهی نمی کنن Though it's easy to pretend اگرچه تظاهر بهش آسونه I know you're not a fool. اما میدونم که تو احمق نیستی I should have known better than to cheat a friend ای کاش از همون اول می دونستم که که سر کار گذاشتن یک دوست And waste a chance that I've been given. باعث از بین رفتن شانسی که داشتم میشه So I'm never gonna dance again the way I danced with you. پس دیگه نمی خوام دوباره اون طور که با تو رقصیدم برقصم Never without your love. نمیخوام هرگز بی عشق تو باشم Tonight the music seems so loud امشب صدای موسیقی خیلی بلنده I wish that we could lose this crowd. ای کاش میشد از شر این جمعیت خلاص بشیم Maybe it's better this way ولی شاید اینطوری بهتره! We'd hurt each other with the things we want to say. ما با چیزهایی که میخوایم به هم بگیم همدیگر رو آزار میدیم We could have been so good together ولی میتونستیم با هم مهربون باشیم We could have lived this dance forever می تونستیم همیشه این رقص رو زنده نگه داریم But now who's gonna dance with me? – Please stay. ولی حالا دیگه چه کسی می خواد با من برقصه؟ – خواهش می کنم بمون I'm never gonna dance again دیگه نمی خوام هیچوقت برقصم guilty feet have got no rhythm پاهام مقصرن که دیگه منو تو رقصیدن همراهی نمی کنن Though it's easy to pretend اگرچه تظاهر بهش آسونه I know you're not a fool. اما میدونم که تو احمق نیستی I should have known better than to cheat a friend ای کاش از همون اول می دونستم که که سر کار گذاشتن یک دوست And waste a chance that I've been given. باعث از بین رفتن شانسی که داشتم میشه So I'm never gonna dance again the way I danced with you. پس دیگه نمی خوام دوباره اون طور که با تو رقصیدم برقصم No dance نمی رقصم no dance نمی رقصم no dance نمی رقصم you're gone – no dance تو رفتی، دیگه نمی رقصم you're gone. تو رفتی This matter is so wrong این موضوع اصلا درست نیست so wrong اصلا درست نیست that you had to leave me alone. که باید منو تنها میذاشتی



:: موضوعات مرتبط: مطلب ، متن اهنگ، ،

نوشته شده توسط hadiss در پنج شنبه 3 مهر 1393

و ساعت 12:50


متن آهنگ از پیشم میری ۲۵ باند

از پیشم میری اون بیرون انگار هنوز بارونه… اشکامم دیدی ولی انگار دوریم برات آسونه.. امشبم بارونه آسمونم انگار شده دیوونه تو روزات آرومه اینجا یکی داغونه..

 

بگو هنوز یادته درگوشم آهسته گفتی با من میمونی واسه همیشه یادته ولی رفتی بی وفا واسه تو فرقی نداشت که چی میاد به سرم بعد از این خیلی بی تو سخت میگذره این شبام

آسمونا ابرین چیزی نمونده که بادبونا زخمی شن بریدم دیگه مثل ناخدا که یه قدمیش کوه یخ دیده همچی تموم شد دلم تنگه بدون تو زمستونا چقدر سرده مگه میشه این روزو یادت بره تو مگه میشه عاشق بازم عاشق بشه خب من نمیفهمم چرا باید بگی برنمیگردم

از پیشم میری کاش میشد ببینم این خواب بوده.. از پیشم رفت .. فهمیدم دوریم براش آسونه امشبم بارونه.. آسمونم انگار شده دیوونه.. تو روزات آرومه.. اینجا یکی داغونه..

بگو هنوز یادته درگوشم آهسته گفتی با من میمونی واسه همیشه یادته ولی رفتی بی وفا واسه تو فرقی نداشت که چی میاد به سرم بعد از این خیلی بی تو سخت میگذره این شبام

جدا شدش از من بعد رفتنش کجارو بگردم چقد بشینم چقد نخوابم تازه میفهمم چقد خرابم آتیش زد رفت تو بهار یهو پاییز برگشت کاش اینقد زودنمیرفت ای کاش قلبمو خورد نمی کرد آخه بعضی زخما هیچ وقت خوب نمیشن

بگو هنوز یادته درگوشم آهسته گفتی با من میمونی واسه همیشه یادته ولی رفتی بی وفا واسه تو فرقی نداشت که چی میاد به سرم بعد از این خیلی بی تو سخت میگذره این شبام



:: موضوعات مرتبط: مطلب ، متن اهنگ، ،

نوشته شده توسط hadiss در سه شنبه 1 مهر 1393

و ساعت 19:22


دانلود کامل اهنگای یاس

دانلود فول آلبوم کامل یاس در بصورت یکجا

yas – singeles.zip

دانلود فول آلبوم کامل یاس در بصورت تکی

music دانلود فول آلبوم یاس Dook_Feat.Yas-Begoo.Mano.Kam.Dari.mp3 ۳٫۲۷ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Majid-Ghafori_Ft_Yas_Yadet-Nareh_128.mp3 ۴٫۶۷ MB
music دانلود فول آلبوم یاس N.i.M.i_Ft_Yas_Cheshmamono-Baz-Konim_128.mp3 ۳٫۵۳ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Rajaz-Band_Ft_Yas_Irane-Man_128.mp3 ۲٫۹۹ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Reza-Sadeghi_Ft_Yas_Goftam-Naro_128.mp3 ۳٫۲۱ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Sirvan_Ft_Yas_Ft_Xaniar_To-Marizi_128.mp3 ۳٫۲۸ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas – Az Chi Begam.mp3 ۶٫۳۲ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas – Faryad (2).mp3 ۳٫۸۵ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas – Sarbaze Vatan.mp3 ۳٫۹۴ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas – Vaghte Tolue Yas.mp3 ۱٫۷۲ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas Ft Aamin – Vaghte Raftan [320].mp3 ۹٫۶۷ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas Ft. 3zg – Toos Rap.mp3 ۴٫۱۳ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas Ft. Dook – Ye Jaye Amn.mp3 ۳٫۶۸ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas Ft. Dook – Yek.mp3 ۸٫۴۱ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas _Marghad.mp3 ۸۵۰٫۰۰ KB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Ba-Man-Bash_128.mp3 ۴٫۸۷ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Bachehaye-Khiabooni_128.mp3 ۳٫۳۱ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Bam_128.mp3 ۳٫۷۳ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Be-Donya-Khosh-Omadi_128.mp3 ۳٫۷۹ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Bekhatere-Man_128.mp3 ۴٫۱۷ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Bezarin-Bokoshamesh_128.mp3 ۴٫۱۳ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Bi-To-Hargez-Na_128.mp3 ۳٫۴۱ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Daftaram-Dastame_128.mp3 ۱٫۸۲ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Dardo-Del_128.mp3 ۳٫۸۰ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Darkam-Kon_128.mp3 ۴٫۸۱ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Delet-Daryast_128.mp3 ۲٫۶۱ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Dokhtare-Farari_Demo_32.mp3 ۳۱۶٫۰۰ KB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Donyaye-Bi-Rahm_128.mp3 ۴٫۱۹ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Ft_Ammin_CD-Ro-Beshkan_128.mp3 ۳٫۷۵ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Ft_Ammin_Hani_128.mp3 ۲٫۶۶ MB
 
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Ft_Ammin_Hoviyate-Man_128.mp3 ۳٫۵۷ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Ft_Ammin_Nisti_128.mp3 ۴٫۱۸ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Ft_Behzad-Barazande_Bayad-Betonim_128.mp3 ۴٫۷۳ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Ft_Force-Theory_Soldier-Pose_128.mp3 ۲٫۹۵ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Ft_Hichkas_Komak_128.mp3 ۳٫۹۹ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Ft_Masih_Nasle-Mast_128.mp3 ۳٫۱۱ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Ft_Nima-Allame_Sakhte_128.mp3 ۴٫۰۸ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Ft_Rastin_Be-Omide-Iran_128.mp3 ۴٫۱۶ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Ft_Saman_Bazam-Kame_128.mp3 ۴٫۰۱ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Ft_Sara-Naeeni_Zehi-Eshgh_128.mp3 ۲٫۵۲ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Ft_Sasan_Boro_128.mp3 ۴٫۹۱ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Ft_Sasan_Raaz-(Mano-To)_128.mp3 ۳٫۶۳ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Ft_Sasan_To-Bia_128.mp3 ۲٫۴۶ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Ft_The-Ways_Ft_Erwin_Ft_Arad_Ft_Arian_Gheseye-Zirzamin_128.mp3 ۴٫۱۸ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Hadaf_128.mp3 ۳٫۴۰ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Khodeto-To-Baghalam-Bendaz_128.mp3 ۲٫۸۷ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Man-Khastam_128.mp3 ۴٫۶۸ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Marg_128.mp3 ۴٫۶۲ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Marham_128.mp3 ۳٫۴۲ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Na-Aslan_128.mp3 ۲٫۴۶ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Pedar-(Che-Roozaye-Sakhti-Raft)_128.mp3 ۴٫۳۵ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Piadeh-Misham_128.mp3 ۴٫۳۶ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Raad_128.mp3 ۵٫۱۸ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Setareye-Ghotbi_128.mp3 ۳٫۷۳ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Soolh-Toyi_128.mp3 ۳٫۶۳ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Tamomesh-Kon_128.mp3 ۲٫۹۱ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Tina_Demo_64.mp3 ۲۶۱٫۰۰ KB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_World-Cup-2006_128.mp3 ۳٫۴۷ MB
music دانلود فول آلبوم یاس Yas_Yek-Nafas-Begim_128.mp3 ۳٫۸۲ MB
 


:: موضوعات مرتبط: دانلود اهنگ، ،

نوشته شده توسط hadiss در سه شنبه 1 مهر 1393

و ساعت 19:19


متن آهنگ عاشقانه پویا بیاتی

چشمات معصومه چشمام آرومه دنیا چه خود خواهه.. ناراحتم از این که عمر این رویا اینقدر کوتاهه..

 

دل میبری آسون آدم کنار تو دنیاشو می بازه.. پیراهن مشکیت از تو برای من یک کعبه می سازه موهای تو شعرن تو شعرهای تو هر سطرو دوست دارم.. بو می کشم عشقو میدونی که خیلی این عطرو دوست دارم..

ما خاطره داریم از هرچی حتی از برگای پاییزی.. با برگای پاییز انقدر عکس میگیرم تو اشک میریزی من ساده می میرم تقصیر تو هم نیست تقدیر من بوده.. چون علت مرگ بسیاری از مردا عشق یه زن بوده.. دستات مهمونن خیلی نمیمونن شاید بری از دست.. از رفتنت گفتم آروم خندیدی پس احتمالش هست..

موهای تو شعرن تو شعرهای تو هر سطرو دوست دارم بو می کشم عشقو میدونی که خیلی این عطرو دوست دارم.. ما خاطره داریم از هرچی حتی از برگای پاییزی.. با برگای پاییز انقدر عکس میگیرم تو اشک میریزی..



:: موضوعات مرتبط: مطلب ، متن اهنگ، ،

نوشته شده توسط hadiss در سه شنبه 1 مهر 1393

و ساعت 19:15


متن آهنگ جدید یاس سمفونی گربه ها

آدما از هم که دور میشن سلام سرد هم به زور میگن آدما از مرگ و خون میگن با صد تا حسرت به گور میرن …

 

چقدر عُـقده نگه داشتم تو دل پیرم چقدر دویدم و فهمیدم رو ترد میلم وقتی منو دیدی بهم میگی چه غبراق شدی ولی من می دونم از تو چقدر ترکیدم اون آدما که نوکرتم بهت میگن با چند تا کلام چرب زبونی تو دلت میرن کافیه که بلا استفاده بشی اون وقت می بینی که مثل یه تیکه ورق جرت میدن قفلی ، حرف دل و به غریبه گفتی واسه زخم همه مرهمی صلیب سرخی به تو که رسید هولت دادن سریع بیفتی رو تله موشه که پیدا میکنی پنیر مفتی هه یاد نگرفتم از کسی درس اتحاد فقط یاد دادن که برم جلو با ترس و اضطراب تجربه هام بهم قصه داد تا مثل باد استفاده کنم از این استعداد چه نقشه ها که پشت سرم واسم می چینن منم از اینکه فکرشون کوتاهه ماتم می گیرم واسم مهم نیست من که پای کارم می شینم ولی خیلی غم انگیزه وقتی دارم می بینم

آدما از هم که دور میشن سلام سرد هم به زور میگن آدما از مرگ و خون میگن با صد تا حسرت به گور میرن …

گوش کن خب ما سطحی ترین مشکلات رو عمیق می بینیم و عمیق ترین مشکلاتمون رو سطحی می گیریم و حال می کنیم وقتی همدیگه رو زخمی می بینیم و قسطی حال میدیم و آخر همه رو نقدی می گیریم وقتی می میریم چشما میشه ماتم و خون ترفیع می گیریم و تازه میشیم آدم خوب یادمه خوب من تموم اینا رو دقیقا به چشمم دیدم و کلمه کلمه از رو حقیقت نوشتم اونم اینه که تو فقط داری نقشه هاتو می چینی وقتی میرسی به قدرت و اون بالاها می شینی مراقب رفتارت با آدما باش یه روزی بر میگردی پایین همون آدما رو می بینی حالا خدا باهات حال کرده ولی کنارشم برات یه چاه کنده یعنی که وقتی تو رفتی تو فاز قدرت یهو دیدی شـدی کارمـنـدِ کارمندِت من این بحث رو اینجا مطرح می کنم هر چند میدونم همین هم سرنخ می کنن نشستن با مغز خراب و هر لحظه تو فکر که تو رو لـِه کـنـن یه گله اهلِ کوفه اونا که فِقَط میرن به دنبال حاشیه و خوب اصل هدف فِقَط فروپاشیه ها چیه ؟؟؟ نکنه میخوای بگی فَقَط نه فِقَط؟ ببین به همین میگن حاشیه اونا که گنده کردنت واسشون راحته اولاش تنها فکر و ذکرشون حمایته بهت میگن کم نیار برو جلو وا نده تا گنده شدی یهو می کنن تو ما تح*تت

آدما از هم که دور میشن سلام سرد هم به زور میگن آدما از مرگ و خون میگن با صد تا حسرت به گور میرن

راستش بهم گفتن که تو این کارم وصیت کنم ترجیحا می خوام که تمرکز رو مسیرم کنم وصیت واسه من به معنای حرف آخره که بعدش سکوتِ واسم سخته باورش سکوتِ من و تو یعنی که دیگه ما همین که هست رو قبول کنیم بری تو لاکتو و صداتو بُکُشی تو دل شهر و تموم کنی چون که زندگی دشواره چشمات پُـر اشکه دوشوار؟ چی بگم از سه شوار گذشته خنده داره ولی داخـلـش چه تـلخه نتیجه اینه که سکوت تنها حاصلش یه زخمه زخم کاری که مغزتو از درون پاشید مهم اینه که هر جوری دوست داری همون باشی من که تا چشم دور و بری هامو دور می بینم با ذوق و شوق میشینم و یه کارتون می بینم هنوز با گیر دادن های مادرم جون می گیرم هنوز با دمپایی از سر کوچه نون می گیرم هنوز تو اوج بلندی از همه خار ترم هرچی پخته بشم باز از همه خام ترم رئیس هم که بشم واسه وطن کارگرم اینارو نوشتم که از این دنیا لآل نرم

آدما از هم که دور میشن سلام سرد هم به زور میگن آدما از مرگ و خون میگن با صد تا حسرت به گور میرن



:: موضوعات مرتبط: مطلب ، متن اهنگ، ،

نوشته شده توسط hadiss در سه شنبه 1 مهر 1393

و ساعت 19:12


متن آهنگ عاشقانه پرواز همای

  ♫♫♫

آنکه می گوید دوستت دارم خنیاگر غمگینی است که آوازش را از دست داده است ای کاش.. عشق را زبان سخن بود

 

هزار کاکلی شاد در چشمان توست هزار قناری خاموش در گلوی من هزار کاکلی شاد در چشمان توست هزار قناری خاموش در گلوی من عشق را ای کاش زبان سخن بود

  ♫♫♫

آنکه می گوید دوستت دارم دل اندوهگین شبی ست که مهتابش را می جوید ای کاش عشق را زبان سخن بود

هزار آفتاب خندان در خرام توست هزار ستاره ی گریان در تمنای من هزار آفتاب خندان در خرام توست هزار ستاره ی گریان در تمنای من

عشق را ای کاش زبان سخن بود..

شعر : احمد شاملو



:: موضوعات مرتبط: مطلب ، متن اهنگ، ،

نوشته شده توسط hadiss در سه شنبه 1 مهر 1393

و ساعت 19:10



.:: Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by dar-aghosh-bad ::.
.:: Design By :
wWw.loxblog.Com ::.




به وبلاگ من خوش آمدید




مطلب
متن اهنگ
کد اهنگ
کتاب
تایپی
بیوگرافی
بازیگران
نویسندگان
خوانندگان
عکس
عکس با نوشته عاشقانه و غیره....
عکس عاشقانه بدون نوشته
عکس خوانندگان
عکس بازیگران
شهاب حسینی
ترول
دانلود اهنگ
انه شرلی




hadiss
pari




همدل
دلتنگ
خوبی ها
وبلاگ مجید اصغرزاده
عشقانه های شرجی
همه جوره (کره ای)
مجله خبری تماشا.خبر.اخبار.سرگرمی.
شعر عاشقانه
طناز چت
چت روم طناز
ما پنج نفر
تنها
gps ماشین ردیاب
دیلایت فابریک
جلو پنجره لیفان ایکس 60

تبادل لینک هوشمند

برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان گمشده و آدرس  dar-aghosh-bad.loxblog.com لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





قالب بلاگفا












عکس , کارت پستال , عکس عاشقانه , عکس با نوشته , عاشقانه،کارت پستال،کارت پستال احساسی،کارت پستال تنهایی،کارت پستال عاشقانه،کارت پستال عاشقانه غمگین , متن , متن اهنگ , apk, آیفون, آیپد, اندروید, تبلت, جاوا, دانلود رمان pdf, دانلود رمان اعدام یا انتقام, دانلود رمان اعدام یا انتقام apk, دانلود رمان اعدام یا انتقام epub, دانلود رمان اعدام یا انتقام jar, دانلود رمان اع , pk, آیفون, آیپد, اندروید, تبلت, جاوا, دانلود رمان pdf, دانلود رمان شکوفه اشک, دانلود رمان شکوفه اشک apk, دانلود رمان شکوفه اشک epub, دانلود رمان شکوفه اشک jar, دانلود رمان شکوفه اشک java, دانلود رمان , عکس عاشقنه با نوشته , زندگی , جوک طنز زندگی , رسم زمونه , انیشتن , پدر و مادر ,




»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin